[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
اصول اخلاقی انجمن::
آشنایی با انجمن::
بروشور انجمن::
عضویت در انجمن::
بانک اطلاعاتی اعضای انجمن::
اخبار رویدادها::
سخنرانی های انجمن::
گزارش سخنرانیهای انجمن ::
خبرنامه ها::
فصلنامه علمی انجمن::
نشانی تارنمای فصلنامه اخلاق در علوم و فنّاوری::
بخش آموزش::
معرفی کتاب::
لغتنامه اخلاق::
شعب انجمن::
کمیته‌های انجمن::
خبر نامه های الکترونیکی انجمن::
مراکز و منابع مرتبط::
تسهیلات پایگاه::
برقراری ارتباط::
صفحه اصلی انجمن::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
آخرین مطالب بخش
:: کنگره بین المللی اخلاق در علوم و فنّاوری
:: سخنرانی فصل تابستان انجمن اخلاق شعبه همدان سال 1394: رابطه علم و اخلاق با سخنرانی حمید خاورزمینی
:: سخنرانی فصل بهار انجمن اخلاق شعبه همدان سال 1394: اخلاق ورزی در زمانه عسرت با سخنرانی اردشیر منصوری
:: استان همدان
..
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
..
:: سخنرانی دکتر حسن تاجبخش ::

اخلاق پزشکی

  در هجدهمین نشست علمی انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری که روز دوشنبه 27 آبان ماه سال 1387 برگزار شد استاد دکتر حسن تاجبخش با عنوان «اخلاق پزشکی» به ایراد سخنرانی پرداخت.

  وی سخنان خود را با ابیاتی در مورد عشق بیمار و پزشک آغاز نمود و بر اهمیت عدم دریافت مزد از بیمار تأکید کرد.

  در ادامه ایشان به تعریف اخلاق و حرفه پرداخت و تأکید نمود که اساس حرفه­ها بر فتوت بوده­اند. مایه و پایه پزشکی اساساً در ایران بوده است و ایرانیان و یونانیان در بارور کردن طب در منطقه بین‌البحرین مؤثر بوده­اند. با حمله اسکندر مدارک ایرانی­ها از بین رفت و دوباره با تأسیس دانشگاه جندی شاپور، طب ایران حتی از طب یونانی، هندی و زرتشتی پیشی گرفت.

  طب جندی شاپور در سال بیستم هجری تسلیم اسلام شد و مسلمین نیز جزو نویسندگان مهم قرار گرفتند. چهار حکیم بزرگ و طبیب در ایران بوده­اند که یکی از آنان محمدبن زکریای رازی بوده است. وی نمونه اخلاق پزشکی بوده است. ابن ندیم که اولین کتاب فهرست مهم جهان را نگاشته است در وصف اخلاق زکریا مطالبی نوشته است که نشان­دهنده نوع رفتار و اعمال وی بوده است. زکریا یک فیلسوف فر دگرا هم بوده که مظلومانه مورد حمله بسیاری از افراد قرار گرفت ه است . یکی دیگر از طبیبان مهم ایرانی نجم‌الدین الیاس بوده است که جزو فقها و علمای زمان بوده است و در وصف اخلاق وی نیز در کتاب‌ها آمده است. او از نویسندگان مهم نیز بوده است.

  دکتر تاجبخش اساس اخلاق پزشکی را برگرفته از بقراط دانست و افزود: بقراط در سال 460 قبل از میلاد به دنیا آمد و در سال 375 درگذشت. او یک سوگندنامه و یک ناموس پزشکی دارد که اساس اخلاق پزشکی در تمام دنیا است که از قدیم عنوان شده پزشکان باید به آن پایبند باشند. در ادامه به سوگندنامه و ناموس پزشکی بقراط اشاره شد :

سوگندنامه بقراط

  به پروردگار زندگی و مرگ که بخشاینده­ سلامتی و خالق شفا و هر نوع علاج است، قسم یاد می­کنم. قسم به الهه خدای طب یونان، اولین کسی که درد را شناخت و درمان آورد و همه را شاهد می­گیرم که به قسم­های خود وفا دارم و به قسم و عهد خود عمل می­نمایم که معلم خود را به جای پدران خود بدانم و در امور معاش خود، او را شرکت دهم و اگر محتاج به مال باشد به او مواساط کنم و از مال خود به او بدهم.

  معتقدم فرزندان آنها با برادران و خواهرانم مساوی بوده و به آنها صنعت طب را بیاموزم. اگر احتیاج به آموختن داشته باشند بدون اجر و شرط به آنها بیاموزم. اولاد خود و اولاد معلمان خود و شاگردانی که این تعهد نامه را امضا کرده­اند یا به ناموس فطری که در عهدنامه است قسم خورده­اند همه را شریک می­سازم و در علوم و صنعت، اولاد خود و آنها را با هم کثرت می­دهم.

  ولی در خیر آنها کاری نخواهم و از تمام تدابیر خود به قدر قوه­ام منفعت بیماران را در نظر خواهم دانست و چ ی زهایی که برای بیماران ضرر دارد و وسیله جور و زحمت بر آنهاست و آنها را به ناراحتی کشاند به آنها ندهم. اگر از من داروی کشنده بخواهند به آنها ندهم و از مشورت هم در این باره به آنها کمک نمی­کنم. تعهد می­کنم که به زنان دارویی ندهم که با آن سقط جنین کنند . همیشه بر خود واجب می­دانم که در معالجات خود در صنعت خویش پاک و با طهارت باشم. تعهد می­کنم مثانه کسی را که سنگ در آن است نشکافم و آن را به متخصص واگذار نمایم. عهد می­کنم که وارد خانه هر کسی که می­شوم فقط به قصد علاج بیمار باشد و از آن خانه بیرون بیایم به قسمی که هیچ نوع ستم و جوری از روی قصد روا نداشته باشم.

  اموری که در اوقات معالجه بیمارم می­بینم یا می­شنوم بین مردم انتشار ندهم و در خارج آنها را به کسی نگویم یعنی مطالبی را که معمولاً نباید گفت. هر کس به این قسم به‌طور جامع عمل کند و هیچ یک از موارد آن را زمین نگذارد چنین شخصی می‌تواند مشغول آموختن علم طب گردد و به نحو احسنت و کامل مشغول تحصیل طب باشد. چنین کسی را تمام مردم دوست داشته و همیشه نام او به نیکی برده خواهد شد اگر کسی بر خلاف مواد آن قسم‌نامه عمل کند از نظر مردم منفور است و آدم خوبی نیست و همیشه از او بد گویند و نام او به بدی بر زبان‌ها افتد.

  ناموس پزشکی بقراط

  طب شریف‌ترین تمام صنایع است و ممکن است بعضی که به طبابت مشغول هستند نتوانند آن را درک کنند و عمل آنها سبب سلب عقیده مردم از طب گردد. پس طب در هیچ یک از شهرها عیبی ندارد مگر جهل کسانی که به این صنعت دست ‌زده و آن را نفهمیدند . این عده شبیه بازیچه‌هایی هستند که بعضی از بازیگران برای مشغول ساختن مردم آنها را نمایش می­دهند و همانگونه که بازیچه‌ها صورت‌اند و حقیقتی ندارند این دسته از طبیبان اسماً به ‌صورت و شبیه طبیب هستند، ولی عمل ندارند. کسی که بخواهد صنعت طب را بیاموزد، باید طبع نیک و موافقی داشته باشد ، در کار خود حرص شدید و میل به آموختن طب و فرا گرفتن آن داشته باشد و بهتر از هر چیز همان طبع موافق با این علم است . باید از تعلّم این علم خسته نشود تا مطابق آن در ذهن و در فکرش جای گیرد و ثمرات نیکویی ببخشد. همانگونه که ثمرات دانه‌های پاچیده در زمین را می­بینیم. طبیب به مانند خاک است و فایده تعلیم مثل زراعتی است که از زمین می‌روید و تربیت و تعلیم به مانند دانه‌هایی است که بر زمین مستعد پاچیده می­شود.

  پس از آن که در صنعت طب پیشرفت کردند باید به شهری بروند و طبیب عملی و کاری باشند نه طبیب اسمی. علم طب گنجی بسیار فاخر برای کسی که این علم را یاد گیرد است. عالم به طب مملو از سرور و خوشنودی است چه خوشنودی علنی و چه خوشنودی باطنی و جهل بدان برای کسی که آن شغل را حرفه خود ساخته ولی عالم به آن نیست یک صنعت بد و ذخیره‌ای بسیار پست می­باشد و هیچ نوع سرور و خوشی ندارد. چنین کسی دائم در جزه و تهور است، جزه دلیل بر ضعف و تهور دلیل بر بی‌اطلاعی و کم خبرگی در صنعت است.

 

  آیین پزشکی یا وصیت بقراط

  شایسته است کسی که در مقام آموختن طب است طبعاً آزاد باشد و هیچ ترس و غفلت نداشته و کم سن بوده و قامت معتدل داشته و اعضای او متناسب باشد. خوش فهم و خوش صحبت و در موقع مشورت، صاحب آرای صحیح باشد. شجاع بوده و نقره دوز نباشد. در حال خشم بتواند از خود جلوگیری نماید نه آن که مردی خشم دیده باشد. دیر فهم و کند ذهن نباشد. طبیب باید با اندوه بیمار همراهی نموده و با او به مهربانی رفتار نماید . اسرار بیمار را حفظ کند زیرا بسیاری از بیماران ما را بر اسرار خود، آگاه می­سازند و میل ندارند دیگری بر آن مطلع شود. طبیب باید تحمل ناسزا را داشته باشد زیرا بعضی از بیماران قلبی و سودایی ‌ مزاج چنان با ما حرف می­زنند که باید تحمل آنها را داشته باشیم و بدانیم که آن ناسزاها از آنها نیست بلکه سبب آن بیماری است که خارج از حالت طبیعی مریض است. طبیب باید همیشه موی سر را منظم نگه دارد ؛ نه آن را بتراشد نه آن را انبوه بسازد. طبیب باید ناخن انگشتان خود را بگیرد ولی نه از ته و نه آنقدر بلند که از گوشت سر انگشتان بلندتر شود. طبیب باید لباسش سفید باشد، همین روپوش سفیدی که پوشیده می‌شود از نصایح سقراط است و پاک و نرم باشد . در راه رفتن عجله نکند، تند راه نرود زیرا تند راه رفتن دلیل بر سبک سری است و آن قدر هم کند راه نرود زیرا آن هم دلیل بر خونسردی و سستی است. اگر او را دعوت کردند باید در مقابل بیمار چهار زانو بنشیند و به آرامی از حال بیمار جویا شود. بر سؤالات خود دستپاچگی و شتاب ننماید در نظر من این شکل و رفتار بهتر از هر وصف دیگر است.

  استاد تاجبخش پس از وصیت بقراط به پند نامه علی‌ بن مجوسی اهوازی اشاره کرد:

  این کتاب پس از الحاوی مهم‌ترین کتاب است و نگارنده این کتاب اولین کسی است که می ‌ گوید طبیب باید به وصیت‌های بقراط عمل کند. وی در کتاب خود در مدح استادان نگاشته است که هر که بخواهد طبیبی فاضل و دانشمند گردد شایسته است به وصیت‌هایی که بقراط حکیم برای پزشکان آینده نگاشته رفتار کند. پس نخستین وصیت آن است که پرهیزکاری و ترس و اطاعت از خدای بزرگ را پیشه گیریم. استادان خویش را برتر از خود دانسته آنان را خدمت نموده و سپاس گوییم. استادان را همچون پدران خویش گرامی داشته و به بهترین نحو پاداش دهید. ایشان را همچون پدرانتان شریک دارایی‌های خویش بدانید . آری همچنان که پدر و مادرتان سبب وجود شمایند معلمتان سبب شرف و والاکرداری و نیکویی نام شمایند . آری چنین است که انسان باید حق استاد را هم چون حق پدر داند. شایسته است فرزندان استادان را همچون برادران خویش دانیم. هر که را که می­خواهد پزشکی آموزد و لیاقت آن را داشته باشد بدون اجر و مزد تعلیم دهید و او را همچون فرزند خویش یا فرزند استاد خویش پندارید. دیگر آنکه طبیب باید در درمان بیماران و بهبودی حال آن با کاربرد غذاها و داروها بکوشد و هدف او از درمان ثروت اندوزی نباشد و پاداش نیک و احسان خواهد. به هیچ فردی داروی کشنده ندهد و وصفی از آن نگوید و وی را به او رهنمود نکند. به زنان داروی سقط جنین تجویز نکند و شرح آن را به کسی نگوید. سزاوار است که طبیب پاکیزه و خداپرست و خوش‌زبان و نیک‌رفتار باشد و از هر ناپاکی، پستی و کار زشت دوری جوید. به زنان آزاد و شریف به نظر بد ننگرد و قصد او از ورود به خانه بیماران، کوشش برای بازآوری سلامتشان باشد. شایسته است که طبیب رازهای بیماران را نهفته دارد و آن را به نزدیکان و دوران او نگوید چون بسیاری از بیماران، رازهایی را که از پدران و خویشان پنهان می‌دارند به طبیب آشکار می­نمایند.

  پزشک باید مهربان، پاکدامن، خوش طبع، دوست‌دار نیکوکاری، خوش بیان، مردم جوش و در درمان بیماران بویژه نیازمندان کوشا باشد. نباید از این کار بهره و پاداش بجوید و اگر امکان داشته باشد بهای دارو را نیز از سرمایه خود بپردازد و اگر توان این کار را نداشت، داروهای لازم را برای بیماران توصیف کند. اگر بیماری ایشان حاد باشد شب و روز به عیادت آنها برود تا عارضه بر طرف شود و سلامت برقرار گردد چون بیماری حاد به سرعت از حالی به حال دیگر دگرگون می­شود . پزشک نباید سرگرم لذت و نعمت و بازیچه و کارهای بیهوده شود و از شراب خواری زیاد بپرهیزد چون برای او زیان‌آور است، فضولات را افزوده و ذهن را تباه می‌کند. همه روزه باید سرگرمی اصلی طبیب مطالعه کتاب‌ها و تمایل به نگرش و تفکر فراوان در نوشته‌های پزشکی باشد و از این کار افسرده و بیزار نشود. بر خود واجب دارد مطالب را به گنجینه حافظه بسپارد ، در حال رفت و آمد آنها را مرورکند و ذهن خود را چنان بپرورد که همواره محتاج نگاه کردن به آن نباشد. ای بسا کتاب‌هایش دچار آفت شود و آنچه را حفظ کرده مددکار او شود. شایسته است مطالب را در جوانی به خاطر بسپارد زیرا در آن اوان آسان‌تر از زمان پیری است که پیری فراموشی آورد. بر دانشجوی پزشکی است که همواره در بیمارستان‌ها و جایگاه بیماران در خدمت استادان ماهر پزشکی به کارها و امورات بیماران رسیدگی نماید. با آنها مهربانی نماید و آنچه را از نشانی‌ها و پیامدهای ظاهری رنجوری می­بیند با آنچه در کتاب‌ها خوانده مطابقت دهد و از خوش خیمی و بدخیمی بیماری‌ها آگاهی یابد. این چنین است اگر کسی به آنچه گفته شد رفتار کند از فن پزشکی بهره­ای نیکو می­برد و هرکه بخواهد طبیب دانشمندی باشد، ضروری است این سفارشات را آویزه جان و گوش خود نماید و به آنچه از مزایای اخلاقی گفته شد آراسته گردد. پس اگر چنین کند بیمارانش را به درستی درمان کند. مردم او را امین دانسته و به سویش می­گروند و از ایشان به او، دوستی، خوبی و یاد نیکو می‌رسد و با همه اینها از آنان بهره و فایده می‌گیرد.

  تا اینجا همه به نفع بیماران گفته شد ولی اصولی هم در اینجا گفته که برای بیماران است: معلم و طبیب هر دو نصیحت نمی‌کنند، مگر شرافت و احترام ببینند. پس اگر طبیب را آزردی به درد خود بساز و اگر معلمت را رنجاندی به جهل خود قانع شو.

  تکامل این مطالب در خلاصه التجارب است که در اوایل صفویه پزشک بسیار بزرگ ایرانی، بهاء الدوله رازی (ثانی) آن را نگاشته است. وی فردی است که آسم و آلرژی را برای بار اول توصیف کرده است. در این کتاب با ارزش نیز نکات اخلاقی بسیاری آمده است.

  پس از سخنرانی استاد تاجبخش جلسه پرسش و پاسخ برگزار گردید. یکی از حاضران نظر استاد را برای ارائه راهکاری در جهت تقویت اخلاق پزشکی جویا شد. دکتر تاجبخش عنوان کرد که باید اخلاق در جامعه حکم‌فرما باشد و پزشک هم در سطح بالاتری اخلاق را رعایت نماید. همچنین وی در مورد ناکار آمد بودن کنکور تستی برای گزینش پزشکان صحبت کرد. در ادامه بر اهمیت بیمه‌های همگانی تأکید شد. استاد نقش رسانه‌های عمومی را در بالا بردن اخلاق جامعه بسیار مهم دانست.

  

 

 

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 4054 بار   |   دفعات چاپ: 1759 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 349 بار   |   0 نظر
انجمن ایرانی اخلاق در علوم وفناوری Iranian Association for Ethics in Science and Technology
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 958 queries by yektaweb 3505