[صفحه اصلی ]   [ English ]  
بخش‌های اصلی
اصول اخلاقی انجمن::
آشنایی با انجمن::
بروشور انجمن::
عضویت در انجمن::
بانک اطلاعاتی اعضای انجمن::
اخبار رویدادها::
سخنرانی های انجمن::
گزارش سخنرانیهای انجمن ::
خبرنامه ها::
فصلنامه علمی انجمن::
نشانی تارنمای فصلنامه اخلاق در علوم و فنّاوری::
بخش آموزش::
معرفی کتاب::
لغتنامه اخلاق::
شعب انجمن::
کمیته‌های انجمن::
خبر نامه های الکترونیکی انجمن::
مراکز و منابع مرتبط::
تسهیلات پایگاه::
برقراری ارتباط::
صفحه اصلی انجمن::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
آخرین مطالب بخش
:: کنگره بین المللی اخلاق در علوم و فنّاوری
:: سخنرانی فصل تابستان انجمن اخلاق شعبه همدان سال 1394: رابطه علم و اخلاق با سخنرانی حمید خاورزمینی
:: سخنرانی فصل بهار انجمن اخلاق شعبه همدان سال 1394: اخلاق ورزی در زمانه عسرت با سخنرانی اردشیر منصوری
:: استان همدان
..
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
..
:: سخنرانی استاد ملکیان ::

  

    اخلاق در علوم و فنّاوری

  در دومین نشست علمی انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری که هجدهم آبان ماه سال 1384 برگزار شد، استاد مصطفی ملکیان سخنرانی با عنوان « اخلاق در علوم و فنّاوری» ایراد نمودند که در پی می­آید.

  پیش از ورود به بحث اخلاق در علوم و فناوری ، باید به چهار سوال که به خود ( اخلاق ) و ( اخلاقی زیستن ) مربوط می شود ، پاسخ داد و از آن در مقابل جواب های رقیب دفاع کرد و نشان داد که هم در عالم علم و هم فناوری ، رعایت یک سلسله از قواعد و رویکردهای اخلاقی الزامی است .بعد از این مرحله که ( اخلاقی زیستن ) قابل دفاع شد ، می توان به بحث چگونه اخلاقی زیستن در عالم علم و فناوری پرداخت .

  در این مجال ، فقط به جغرافیای معرفتی اخلاق در علم و فناوری می پردازیم بدین معنا که سوال ها مطرح می شود اما به پاسخ ها و تقریرهای آنها نمی پردازیم .

  سوالهای مطرح در خصوص اخلاق و اخلاقی زیستن ، با ترتیب منطقی بر یکدیگر ، بدین شرح است. .

  1- غرض از اخلاقی زیستن چیست ؟ و چه وی‍‍ژگی ای دارد ؟

  به این سوال ، چهار پاسخ کلی داده شده است :

  الف ) عده ای غرض از اخلاقی زیستن را هماهنگ کردن افراد جامعه می دانند ، یعنی در یک جامعه ( اعم از جامعه بزرگ جهانی یا جوامع بسیار بسیار کوچک ) افراد با خواسته های بسیار متعدد و مغایر و گاه معارض با یکدیگر زندگی می کنند که اخلاقی زیستن موجب هماهنگی خواسته های اعضای این جامعه می شود .

  ب ) بعضی بر این باورند که اخلاقی زیستن فقط برای هماهنگ کردن اعضای جامعه نیست ، بلکه دستیابی به آرمانهای اجتماعی فقط در جامعه ای که شهروندان آن اخلاقی زندگی می کنند ، قابل تحقق است . این آرمانهای بزرگ اجتماعی عبارتند از :

  1) نظم 2) امنیت ، 3) رفاه ، 4) آزادی ، 5) عدالت

  ج) برخی از فیلسوفان اخلاق گفته اند که غرض از اخلاقی زیستن ، امور روانشناختی است و در حوزه امور اجتماعی نیست ، بلکه اخلاقی زیستن ، امور روانشناختی است و در حوزه امور اجتماعی نیست ، بلکه اخلاقی زندگی می کنیم چون حالت روانشناختی مطلوب ما فقط با اخلاقی زیستن حاصل می شود .

  د) عده ای دیگر ، معتقدند اخلاقی زیستن به کمال انسان کمک می کند . شکوفایی تمام طبیعت انسان یعنی از قوه به فعل رسیدن تمامی استعدادها و قوایی که در درون ما به ودیعت نهاده شده در گرو اخلاقی زیستن است .

  عنایت دارید که این چهار پاسخ مانع الجمع هم نیستند .

  2- آیا اخلاقی زیستن عقلانی است یا نه ؟

  اخلاقی زیستن بی شک هزینه دارد ، اکنون بحث این است این نوع زندگی چه سودی دارد که آن را عقلانی می کند ، چرا که گفته می شود رفتار عقلانی ، رفتاری است که سود آن حداقل به اندازه هزینه اش باشد .

  3- اخلاقی زیستن به چیست ؟ اخلاقی زندگی کردن چگونه است ؟

  در بحث اخلاق هنجاری که یکی از بخش های مهم فلسفه اخلاق است ، ده نظریه و تئوری بزرگ با عناوین زیر مطرح است که به چگونگی اخلاقی زیستن می­پردازد :

  1- نظریه نسبیت گرایی 2- نظریه شخصیت گرایی 3- نظریه فرا طبیعت باوری 4- نظریه عاطفه گرایی 5- نظریه شهود گرایی

  6- نظریه توسعه گرایی 7- نظریه آرمانی 8- نظریه امر و نهی الهی 9- نظریه پیامدگرایی 10- نظریه نا پیامدگرایی

  4- حدود و شمول داوری های اخلاقی چیست ؟

  در پاسخ به این سوال نیز آرای مختلفی وجود دارد از جمله :

  الف) هر عمل ارادی مشمول داوری اخلاقی است و درباره عمل جبری نمی توان داوری کرد .

  ب) تنها ارادی بودن کافی نیست ، زیرا گاهی در عمل ارادی ، اضطرار و اکراه وجود دارد که مشمول احکام اخلاقی نمی شود ، پس عمل ارادی باید اختیاری باشد .

  ج) سوای اعمال ، خود انسانها نیز مشمول داوری اخلاقی قرار می گیرند .

  د) میزان شمول داوری اخلاقی بیش از اینها است و می توان درباره نهادهای مهم نیز داوری اخلاقی کرد از جمله نهادهای اقتصادی ، آموزشی و پرورشی ، حقوقی ، خانواده ، دین و مذهب که هر جامعه­ای را می سازند .

  ه) افزون بر نهادها ، می توان درباره اوضاع نیز داوری اخلاقی کرد مانند اوضاع کنونی کشورهای جهان سوم .

  آنچه گفته شد اعم آرا است یعنی می توان از ترکیب دو تا یا سه تای اینها ، نظریه دیگری را درست کرد .

  اینک این بحث مطرح می شود که اخلاق علم و فناوری در چه حیطه هایی سریان و جریان دارد ؟ در این بحث ، سوال اول این است که آیا علم و فناوری هم می تواند اخلاق داشته باشد ؟ چگونه ؟ دراینجا نیز جواب های مختلفی داده شده است اما جوابی که تقریباً اجماعی نسبت به آن وجود دارد ، گرچه در باب فروع و جزئیات آن اختلاف نظرهایی بین فیلسوفان اخلاق هست ، این است که گفته می شود در باب هر عمل ارادی انسان می توان داوری اخلاقی کرد . همه این اعمال ارادی برای تغییر جهان نیست ، بلکه بخشی از آن در ساحت معرفت و برای شناخت جهان است مانند تحقیق که این اعمال هم می تواند مشمول داوری های اخلاقی قرار گیرد . یعنی چنانچه داوری های اخلاقی ناظر به هرگونه فعل ارادی انسان است ، پس بخشی از این افعال که جنبه شناختی دارد نیز مسئول داوری اخلاقی قرار می­گیرد . بنابراین ، می توان بحث اخلاق را به بحث علم و فناوری هم تسری داد .

  اعمال ارادی شناختی انسان چیست ؟

  گفته می شود که انسان 5 نوع عمل ارادی شناختی دارد که اخلاق باید در تمام این انواع داوری کند:

  1) اولین عمل ارادی شناختی که باید اخلاق را در آن تسری دهیم ، ( تحقیق ) است . فرآیند تحقیق طلب باور است . بدین ترتیب چنانچه انسان بخواهد حالت بی باوری خود را تبدیل به حالت باورمندی کند ، وارد فرایندی می شود که از آن به فرآیند تحقیق تعبیر می کنیم .، در فرایند تحقیق ، اخلاق در چند جا می تواند خود را نشان دهد :

  الف ) درباره چه چیزهایی تحقیق کنیم و در چه مواردی تحقیق نکنیم .

  اینکه کدام ندانسته را باید به دانسته تبدیل کرد خود سوال اخلاقی است . در مورد این بحث هم داوری های مختلفی شده ، به نظر من موضوع باید چند وی‍ژگی داشته باشد تا مشمول فرایند تحقیق قرار گیرد :

  - وضع ما قبل از طرح موضوع یا مساله یا مشکل در ذهن ، با بعد از طرح آن متفاوت شود .

  - وضع ما قبل از دریافت جواب موضوع با بعد از آن متفاوت شود .

  - دریافت پاسخ ( الف) راجع به موضوع تا جواب ( ب ) باز وضع ما را متفاوت می کند .

  عنایت شود که در ( اخلاق باور ) به طور کلی و بعد ( اخلاق علم و فناوری ) موضوع مهم این است که ما دراقیانوس ندانسته ها کدام را برای تغییر به دانسته ها انتخاب کنیم .

  ب) موضوع دوم ، انسان چه مقدماتی را حق دارد برای تحقیق استفاده کند ؟

  ج) موضوع سوم ، در باب فرایند خود تحقیق است که در این فرایند چه کارهایی راحق داریم انجام دهیم و چه کارهایی را حق نداریم . این موضوع به خصوص در علوم انسانی مهمتر می شود .

  2) دفاع از باور : در دفاع از تحقیق دو کار باید انجام داد :

  - چه استدلالاتی به سود این باور داریم ؟

  - چگونه می توان استدلالات مخالفان این باور را پاسخ داد؟

  3) رد باورهای دیگران است .

  در مقام رد نظرات دیگران ، که رقیب نظر من هستند ، دو بحث در اخلاق باور مطرح می شود :

  الف) در رد آرای مخالف ، از هیچگونه مغالطه ای نباید استفاده کرد .

  ب) اخلاق باور در این مرحله اقتضا می کند که به همه لوازم اخلاق تفکر نقدی باور داشته باشیم .

  4) عمل چهارم ، چگونگی انتقال باور خود به بی باوران دیگر است .

  موضوع به آستانه باور رساندن مخاطب است ، مخاطب بی باور و غیر معتقد به عقیده من را معتقد و باورمند به عقیده من کردن ، به چهار غرض مختلف می تواند صورت پذیرد که هر کدام از این اغراض ، اخلاق خاص خود را دارد .

  الف) تدریس و تعلیم : در اینجا ، غرض در انتقال باور ، طلب فهم مخاطب است .

  ب) متقاعد کردن : گاهی غرض در انتقال باور طلب تصدیق و متقاعد کردن است .

  ج ) ترغیب : گوینده می­خواهد باوری را به مخاطب انتقال دهد تا به انجام آن عمل ترغیب شود . ترغیب کننده همیشه طالب عمل مخاطب است .

  د: مذاکره در اینجا ، خطیب طالب وفاق و توافق است ، می خواهد همه درباره چیزی به وفاق و اجماع برسند

  ه) در آخرین مرحله از مراحل اصلی ، خطیب می خواهد باور خود را در زندگی مخاطبان دخالت دهد ، هر نوع باوری که باشد اعم از اقتصادی ، سیاسی ، حقوقی ، علوم تجربی ، آموزشی و پرورشی ، خانوادگی و ...

  این باور در مقوله علوم تجربی به اخلاق فناوری می رسد . اخلاق فناوری یعنی اخلاق کاریست یک قسم از علوم که تجربی است ، اعم از علوم تجربی طبیعی مثل فیزیک ، شیمی و زیست شناسی و غیره یا علوم تجربی انسانی مانند روانشناسی ، جامعه شناسی و اقتصاد . بنابراین ، اخلاق فناوری ، اعمال و کاربست باورهایی است که در زمینه علوم تجربی پیدا کرده ایم .

  پس در مرحله پنجم نیز اخلاق خاصی وجود دارد که به اجمال به آن می پردازیم . وقتی باوری بخواهد در زندگی جمعی ما انسانها راه پیدا کند ، برای اینکه بدانیم حق داریم این باور را در زندگی جمعی خود راه بدهیم با نه ، اول باید تعیین شود که آیا آن باور از باورهای objective است یا subjective گفته شده است فقط باورهای objective بالفعلی را حق داریم ، بدون نظرخواهی از مردم ، درزندگی آنها دخالت داده و مبنای تصمیم گیری جمعی قرار دهیم . اما ، درباره سایر باورها ، فقط و فقط با رای همه مردم در حالت آرمانی ، یا با رای اکثریت در حالت غیر آرمانی ، حق داریم آن رای را مبنای تصمیم گیریهای جمعی قرار داده و تسری دهیم .

  تا اینجا چارچوب کار گفته شد ، فقط بخشی از بحث را به عمد برای آخر گذاشتیم که مربوط به قسم سوم در رد باورهای مخالف بود . در این بخش ، چند نکته حائز اهمیت است . در مواجهه با هر باوری که مخالف باور ماست ، 5 کار مقدور است ولی فقط یکی ازآنها به لحاظ اخلاقی مادون است .

  اول : کاری که در رد آرای مخالف خود به لحاظ اخلاقی نمی توان انجام داد ، این است که ( الف ، ب است ) را به جهت عواملی که موجب پیدایش این باور در ذهن شخص شده ، رد کرد . احصا و شمارش عواملی که این باور را در ذهن مخالف من منعقد کرده ، به لحاظ اخلاقی ، نمی تواند مستمسکی برای رد آن باور قرار گیرد .

  دوم : به اینکه چه کسانی از این باور سود می برند هم نمی توان متوسل شد .

  سوم : که نباید به آن توجه کرد مکان و زمان باور است . برخی می گویند این باور از غرب یا شرق آمده و باوری که از مکان جغرافیایی خاص آمده ، مورد قبول من نیست .

  از آنسو ، کم نیستند کسانی که با توسل به زمان و تاریخ فکر ، آن را قبول یا رد می کنند به فرض ، فقط به صرف اینکه فکری نو است ، آن را قبول یا رد می کنند . گویا فکر ، زمان و تاریخ دارد . پس توسل جستن به مکان یا جغرافیا و زمان یا تاریخ فکر برای قبول یا رد آن ، ماذون ما به لحاظ اخلاقی نیست .

  چهارم : آثار و نتایج مترقب بر فکر و باور است که نمی تواند نشان دهنده صدق و کذب آن باشد .

  پنجم : عملی که در انجام آن مجازیم ، توسل به صدق و کذب باور است .

  بحث باید فقط بر این باشد که این باور صادق است یا کاذب ، حق است یا باطل ، که این با متدولوژی خاص هر علم صورت می پذیرد ، یعنی ، بسته به اینکه آن باور ، مربوط به فهم عرفی ، عالم علوم تجربی ، علوم تاریخی ، علوم عقلی ، عالم شهودی و عرفانی باشد ، ما با متدولوژی آن علم ، اذن اخلاقی داریم که این باور را قبول یا رد کنیم .

  فضائل ذهن

  از تشریح 5 مرحله پیش گفته ، اینک بحث بر این است که چه کسی می تواند این اخلاقیات را رعایت کند ؟ آیا هر کسی به صرف اینکه تصمیم بگیرد این اخلاقیات را رعایت کند ، می تواند یا نه؟

  اکنون ، این بحث پیش می آید که چگونه بین معرفت اخلاقی و عمل ما شکاف می افتد ؟ چرا معرفت اخلاقی همیشه و لزوماً به عمل اخلاقی تبدیل نمی شود ؟ چه چیزی این شکاف را باید پر کند ؟

  در اینجاست که افرادی ، به خصوص در 25 سال اخیر ، بحثی با عنوان ( فضائل ذهنی ) را مطرح کرده اند بدین صورت که همانطور که انسان برای انجام اخلاق علمی ، فضائلی باید داشته باشد ، برای اخلاق علمی هم فضائلی می خواهد . یکسری فضائل در درون انسان با تعلیم و تعلم به تدریج باید راسخ شود .

  فضائل ذهن ، فضائلی است مربوط به کسانی که می خواهند در عالم علم به معنی عام خود ، یعنی عالم 5 مرحله­ای یاد شده ، عمل کنند .

  این فضائل ذهنی چیستند ؟ یکی از متفکران معروف اروپایی سه فهرست از این فضائل را ارائه کرده است ، در اینجا فقط یک فهرست از فضائل ذهنی ارائه می شود که اینها باید از کودکی در ما ترتبیت شود .

  نکته اول ، قاعده زرین است ، بدین معنی که ما را باید آنگونه تربیت کنند که باور کنیم باید با دیگر چنان رفتار کنیم که خوش داریم دیگران با ما رفتار کنند . این یکی از آموزه های مشترک همه ادیان جهان است .

  نکته دوم ، توجه نکردن به ارزش داوری دیگران است . اگر کسی بخواهد به ارزش داوری دیگران عمل کند هیچوقت نمی تواند اخلاق باور یا اخلاق علم را رعایت کند .

  نکته سوم ، خودشیفتگی است یعنی آنچه متعلق به من است فقط از آن جهت که متعلق به من است بهتر از آن چیزی است که متعلق به دیگران است ، از فرزند گرفته تا مال تا باورهای من .

  نکته چهارم ، پیشداوری است ، که داوری قبل از تجربه است نسبت به باورهای دیگران که این باید از بین برود .

  نکته پنجم ، تعصب است . وفاداری به کسی فقط به خاطر آنکه آن شخص ، آن شخص است و اصلاً کاری به تغییرات آن فرد نداشته باشیم تعصب گاهی در میان ما معنای پیشداوری گرفته ولی به لحاظ روانشناختی تعصب غیر از پیشداوری است .

  نکته ششم ، جزم و جمود است . یعنی اینکه من بگویم ( الف ، ب است ) و محال است که ( الف ، ب نباشد ) ، این عبارت ( و محال است که الف، ب نباشد ) من را نسبت به ( الف ، ب نباشد ) دگماتیست کرده و در جمود برده است . در پایان این نکته را متذکر می شوم که عنایت داشته باشید باوری که در این سخنرانی مطرح شد ، عقیده و باور به معنای ethics of belief است و به معنای اعتقاد قلبی مقدسی که مطرح می شود ، نبوده است .

 

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 5519 بار   |   دفعات چاپ: 1737 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 383 بار   |   0 نظر
انجمن ایرانی اخلاق در علوم وفناوری Iranian Association for Ethics in Science and Technology
Persian site map - English site map - Created in 0.065 seconds with 958 queries by yektaweb 3505